رتبه موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
۩๑جمله هاي دلنشين 8 ريشتري๑۩
#1
سلام دوستان


فقط خوب دقت کنید چی میگم


حتماً موقع پست گذاشتن امضاهاتون رو غیرفعال کنید


جز مطالب عاشقانه هیچی در این تاپیک ننویسید.

نیاین مطالب فلسفی و عارفانه و مناجات با خدا بنویسید که پاک میشه


تکراری هم که بنویسید بی برو برگرد پاک میشه پس حتماً قبل از پست گذاشتن صفحات قبل رو هم بخونید

مرسی 
پاسخ
#2
چه سخت بود روزی که من درد میکشیدم
و تو
چشمهایت را می بستی
و چه سخت تر آن روزی که
میدانستم میبینی و بیخیالی
پاسخ
#3
بلند شو

باز هم بلند شو


ایستادن کسی که زمینش زده اند


از کسی که به زور سر پایش نگه داشته اند


زیباتر است!


پاسخ
#4
يک قانوني هست که ميگه :

تا قبل از اينکه پرواز کني هر چقدر خواستي

بترس

فکر کن

شک کن

دو دل شو

پشيمون شو

.. .. ..

اما وقتي که پريدي

اگه وسط راه پشيمون شدي

بازي رو باختي
پاسخ
#5
چند وقتی است گرفته ام و می دانم تو هم گرفته ای.


اما خستم از همه بی مهری ها و دروغ ها.



از همه آدم هایی که برای منافع پست خود احساسم را



بازیچه دوست داشتن های امیال خود می کنند.
پاسخ
#6
بايد بدجنس باشي..!! تا عاشقت باشن……!!


بايد خيانت كني………!! تا ديوونه ات باشن…!!


بايد دروغ بگي……………!!تا هميشه تو فكرت باشن…!!


بايد هي رنگ عوض كني……!!تا دوسِت داشته باشن…!!


اگه ساده اي …!!


اگه باوفايي…!!


اگه يك رنگي…!!


هميشه تنهايي
پاسخ
#7
چند وقتـﮯست


هر چـﮧ مـﮯگردم


هیچ حرفـﮯ بهتر از سُڪوت پیدا نـِمـﮯڪنم


نگآهم امٌـآ . . .


گاهـﮯ حرف مـﮯ زند


گاهـﮯ فریــآد مـﮯڪشد


و من همیشـﮧ بـﮧ دنبال ڪسـﮯ مـﮯگردم


ڪـﮧ بفهمد


این نگآه خستـﮧ


چـﮧ مـﮯخوآهد بگوید . .
پاسخ
#8
فکــر می کــردم

در قلب تــ ـــ ـــو

محکومم به حبــس ابد !!

به یکبــاره جــا خــوردم …

وقـــتی

زندان بان برســـرم فریاد زد:

هــی..

تــو

آزادیـــــ!

.

و صـــدای گامهای غریبهـــ ای که به سلـــول من می آمـــد

.

.

.

قرعه کشی تمام شد . . .

تو به اسم دیگری درآمدی . . .

تقدیر جای خود . . .

اما لااقل اسم مرا هم در کیسه ات می انداختی!

.

.

.

عُمریســـت در شــبِ چشم‌هـــات

گیر انداخته‌ای دلــم را

حالا

پَرَم می‌دهـــی که برو؟!

.

.

.

خیالت راحــتـــــ . . .

شکسـ ــــته ها نفرین هم بکـ ــنند ،

گیرا نیسـ ــت …!

نـــفرین ،

ته ِ دل می خـ ــواهد

دلِ شکسـ ــته هـ ـــم که دیگر

ســــر و ته ندارد . . .

.

.

.

دیـوارهایی که می سازی ..

هـر روز و هــر روز ..

بیشتر می شوند !!

بنــای بـــی احساس من …

آخر من از کجــا …

برای این همه دیــوار …

پنجــــره پیدا کنمــ .. !!
پاسخ
#9
اگر گاهی ندانسته،به احساس تو خندیدم


ویا از روی خودخواهی،فقط خود را پسندیدم


اگر از دست من،در خلوت خود گریه ای کردی


اگر بد کردم و هرگز به روی خود نیاوردی


اگر تو مهربان بودی و من نامهربان بودم


برای دیگران سبز و برای تو خزان بودم


اگرمن بی سبب،گه گاه،خشم بی امان بودم


اگر زخمی چشیدی گاه گاهی از زبان من


اگر رنجیده خاطر گشتی از لحن بیان من


عدالت را اگر کشتم به حکم حسن خودخواهی


پشیمانی که هستی سال ها تو در کنار من


"مرا ببخش"
پاسخ
#10
خوش به حالشان !!

خوش به حال اونی که …

وقتی درآغوشت آرام گرفت به او میگویی :

قبل تر از تو ، هیچ کس نبود در افکارم . .
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان