رتبه موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
وصیتنامه های خنده دار!!!
#1
وصیت نامه یه پنگوئن به پسرش:


پسرم
من این رو در حال فرار از دست یه شیر دریایی مینویسم.
فقط این رو بدون:
اگه طبیعت تو رو انداخته وسط قطب جنوب،




و هم زمان خشتکت رو تا این حد پایین قرار داده که نتونی بدوی،



و تنها وسیله ی دفاعیت رو دوتا بال قرار داده که روی هم



مساحتشون اندازه یه دمپایی نمیشه،



بدون که طبیعت میخواد چیزی رو بهت بگه......
میخواد اینو بگه که تو فقط یه منبع غذایی هستی!....
امضا mark
    


پاسخ
#2
متن کامل وصیت نامه بسیار خنده دار غضنفر
قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم
.
بعد از مرگم، انگشت های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت نگاری قرار دهید


.
به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبد شکافی کند، من به آن مشکوکم …

.
ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند
.
عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است
.

بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم
.
کارت شناساییم با دو قطعه عکس مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد
.
مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند
.
روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست
.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید
.
کسانی که زیر تابوت مرا می گیرند، باید هم قد باشند
.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به دختران بیکار ندهید
.
گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد
.
کله مرغ برای سگها یادتون نره چون گناه دارند گشنه بمونند
.
بجای عکسم روی آگهی ترحیم کارت معافیم رو بزارید
.
در مجلس ختم من گاز اشک آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند
.
از اینکه نمی توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می طلبم و خواهش میکنم پشت سرم حرف در نیارید
.
التماس میکنم کفنم را از یک پارچه مارکدار انتخاب کنید تا جلوی آدمهای که تازه به دوران رسیده کم نیاریم
.
به مرده شوی بگویید مرا با چوبک بشوید چون به صابون و پودر حساسیت دارم
.
چون تمام آرزوهایم را به گور می برم، سعی کنید قبر مرا بزرگ بسازید که جای آنها هم باشد
امضا mark
    


پاسخ
#3
وصیت نامه ی یک جوان ایرانی به نام خدا
خب مادر عزیزم و کلاً تمامی کسانی که این نامه را میخوانید!بنده مردم!تمام شد!
چه خبر؟
ابتدا مال و امولمان را پخش کنیم که خیالتان راحت شود.عاجزانه تقاضا میکنم،چیزهایی که از من بجا مانده رو نفروشید. نگه دارید ثواب داره!از قفسه فیلمهایم شروع میکنم.ببینید اونجا حدود 800 عدد دی وی دی وجود داره.به غیر از 3مورد بقیه رو بین خودتون تقسیم کنید.دی وی دی های Last Samurai و Dark Knight که اورجینا هستن و بعلاوه VCD ه M:i-2 که میتونید در یکی از اون ده کیف سی دی داخل کمدم پیدا کنی.دیگه بقیه رو هرکار خواستی بکنی،بکن.
مادر جان شما کلاً عادت داری لباسهای بنده رو خیرات کنی سه مورد رو خواهشاً خیرات نکن.یکی اون پیراهن آرژانتین که وقتی 3سالم بود عمو برایم خرید دیگری اون پیراهن رم که وقتی رفته بودم اول دبستان دوست بابا از ایتالیا برایم آورد و دیگری اون کت طوسیه ست!اسپرته!این هم بنتون هست کلی پول پاش دادم!جان من به کسی نده!بقیه رو اگه خواستی خیرات کن!
مادر جان بنده کامپیوترم را خیلی دوست دارم !میخوای بفروشیش؟خب یک لطفی پس شما بکن!در کیس را باز کن لطفاً بعد کمی پایین را اگر نگاه کنید یک شیء مشکی رنگ را میبینید که مستطیلست!این اسمش هارد است!دو سیم پشتش را بکن وپیچهایش را باز کن!بعد اینرا بده به مهران مثلاً، بقیه را بفروش!(مادر جان اینرا حداکثر 10000تومن ازت میخرن بیخیالش شو لطفاً)
مادر جان عزیزم چندین کتاب هست در اون کمدمن!کتابهای دوست داشتنی هستن معمولاً!!اگر خودن خواستی بخوانیشان که بخوان وگرنه بده به زن دایی اون همه رو میخونه ثواب هم داره تازه!
مادر جان اون ادکلن ها وعینکها را در کمدم ببین!خداییش گرون ان!مخصوصاً جان من اون عینک دسته مشکیه که براق هستو به کسی نده،ایتالیاییست!هزینه پاش رفته!اون رو هم نگه دار اگه زیاد جا نمیگیره.اون ادکلن ها هم حالا چون اصرار میکنی میتونی بدی به کسی ولی خداییش به غریبه نده که راضی نیستم!!
مادر جان خودت میدانی که در این دنیا هیچ چیز را به اندازه ساعت مچیم دوست نداشتم.جان من این تن بمیره اون ساعتهارو به هیشگی نده!همه رو تو نگه دار تو کشو میزت.خداییش ساعتای شیک و گرونین!به کسی بدی خدایی هر شب میام به خوابت دادو بیداد راه میندازم!
مادر جان دیگه چیزی ندارم تقریباً!زیر تختم رو ببین یه شیشه شبیه نوشابس!!و مقداری چیز میز دیگه ببخش!اون چیز میزارو کلاً بنداز سطل آشغال !!اون شیشه هم خدایی گرونه جون من تو توالت نریزیا..لا اقل تو گلدون اتاقم بریز!!
مادر جان آن کیف طوسی رو هم باز کن.اول بگویم این کیف جیورداناست به غریبه نده!بده به مهران مثلاً.بعد توش یه بسته سیگار هست احتمالاً، که ماله من نیس به جون خودش!مال صبحیا بود تو کیف من جا مونده نمیدونم چرا!!یک عدد فندکم هست اونم یه 30تومنی چول پاش دادم اونو ولی میتونی بندازی سطل آشغال فدای سرم!!

مادرجان. دیگر چیزی ندارم تا جایی که یادم هست ! آهان ! چرا ! مادر جان کیف پولم رو باز کن. توش شپش ملق میزند البته، ولی آن 7 عدد کارت شتاب رو میبینی ؟! مقادیری پول پس انداز نموده ام ! برو بگو این مرده، پولم را از بانک بردار بالا نکشن!
دیگر چیزی ندارم مادر جان که بخواهم بگویم ! آهان! راستی من را حلال کن مادرجان، کلی شما را اذیت کردم. مادرجان ! وقتی 15 سالم بود ، مقادیری پول از کیف شما کش میرفتم !! البته بگویم تمام این پول ها را صرف خرید فیلم میکردم ! چه کنیم که وابسته بودیم به هنر ! دیگر بهرحال این پول خرج هنر شد، شما هم حلال کن مادرجان !
مادرجان ! میدانم الان داری در دلت میگویی زهرمار مادرجان ! ولی خب ! دیگر مرده ایم و دستمان کوتاه. مادر جان ! یک نازنین نامی هست بسیار نازنین ! هوای این را داشته باش.
مادرجان ! یک خواهش دیگر هم دارم، جان مادرت این راok کن ! ببین مادر جان ! من حالم بهم میخورد کفن پیچم کنند. خدایی الان که فکر میکنم میبینم خیلی ستم هست ! نامردا میخواهند لباس های نازنینم را در بیاورند و این نیم متر پارچه را بپیچند دورم ! خداییش نامردی هست ! خواهشا بگویید بیخیال ما شوند. اگر میشود خیلی شیک تنمان کت و شلوار کنید، کروات هم اگر مقدور بود بزنید و ما رو قرار دهید در یک تابوت ! میدانم خرجش بیشتر میشود، ولی مادرجان، بهرحال یک پسر که بیشتر نداشتی !ردیفش کن جان من ! بعد اگر موفق شدید این حرکت را انجام دهید، 60 تومان به مهران بدهید و بهش بگویید برود برایم از وزرا یک ادکلن Play بخرد و کل یوم آن ادکلن را خالی کنید روم، یک سی سی هم اگر کسی به خودش بزند راضی نیستم به جانه تو !

مادر جان ! دیگر آخرای این وصیت نامه هست. دیگر کاری ندارم. فقط به مهران از طرف من بگو، "نامرد! فیلمهای جدید اگر آمد، شب که خواستی بخوابی بگذار دم دست، ترجیحا نزدیک دستگاه بعد دیگر بگیر بخواب، خودم ردیفش میکنم !" آره مادر جان. اینجا حوصلمان سر میرود بهرحال !

راستی مادرجان ! میگویند در این دنیا فیلم زندگیمان را کلا به صورت 3D پخش میکنند ! خیلی خوشحال شدم ! نمیدانی چه صفایی دارد 3D بشینیم فیلم ببینیم روی پرده!

جان من گریه نکنید. مراسم هم نگرفتید برایم نگرفتید، هزینه هست بهرحال ! پیراهن سیاه هم نپوشید، ترجیحا اگر پیراهن قهوه ای پوشیدید بیشتر دوست دارم !






این پایان نامه نصف و نیمه من را هم به یکی از دانشجویان دانشگاه بفروشید بگید کاملش کنه بره دفاع کنه که روح من اینور شاد بشود موضوعش خیلی آس هست کلی پاش عرق ریختم . شاید هم آن باعث مرگم شده باشد از کجا معلوم!





دیگر کاری ندارم ! حالا مادرجان اگر کاری نداشتم یک سر می آیم به خوابت با هم ردیفشان میکنیم. خیلی گلی !


دیگر لحظه خداحافظیست ! خاک بر سرم. این همه فیلم دیدم، یکبار نشستم یک بیت شعر یاد بگیرم برای این لحظه ! دیگر خودت اینجا بجای من یک بیت شعری بذار !
امضا mark
    


پاسخ
#4
یک داستان کاملا واقعی که در چین اتفاق افتاد!!!

な だや羅やわマヤなた 名棚や探したい以下対する 目指し回友人目指し差が愛する なたさるかなだ羅山な滝さやかあ
なやマヌらは坂花やまあ傘話間に 魚玉らはがやわまぁら花や なたまやかあさらやわはさたなは やなたきたなよいさは早見たかあやバカにかわ
鼻高なわ谷中あだ名はさな たかなあかさやなやまなたあかさ なや帆な肉違耶なだや羅やわマヤなた 名棚や探したい以下対する
目指し回友人目指し差が愛する なたさるかなだ羅山な滝さやかあ なやマヌらは坂花やまあ傘話間に 魚玉らはがやわまぁら花や
なたまやかあさらやわはさたなは やなたきたなよいさは早見たかあやバカにかわ 鼻高なわ谷中あだ名はさな たかなあかさやなやまなたあかさ
なや帆な肉違耶なだや羅やわマヤなた 名棚や探したい以下対する 目指し回友人目指し差が愛する なたさるかなだ羅山な滝さやかあ
なやマヌらは坂花やまあ傘話間に 魚玉らはがやわまぁら花や なたまやかあさらやわはさたなは やなたきたなよいさは早見たかあやバカにかわ
鼻高なわ谷中あだ名はさな たかなあかさやなやまなたあかさ なや帆な肉違耶なだや羅やわマヤなた 名棚や探したい以下対する
目指し回友人目指し差が愛する なたさるかなだ羅山な滝さやかあ なやマヌらは坂花やまあ傘話間に 魚玉らはがやわまぁら花や
なたまやかあさらやわはさたなは やなたきたなよいさは早見たかあやバカにかわ 鼻高なわ谷中あだ名はさな たかなあかさやなやまなたあかさ
なや帆な肉違耶なだや羅やわマヤなた 名棚や探したい以下対する 目指し回友人目指し差が愛する なたさるかなだ羅山な滝さやかあ
なやマヌらは坂花やまあ傘話間に 魚玉らはがやわまぁら花や なたまやかあさらやわはさたなは やなたきたなよいさは早見たかあやバカにかわ
鼻高なわ谷中あだ名はさな たかなあかさやなやまなたあかさ なや帆な肉違耶なだや羅やわマヤなた 名棚や探したい以下対する
目指し回友人目指し差が愛する なたさるかなだ羅山な滝さやかあ なやマヌらは坂花やまあ傘話間に 魚玉らはがやわまぁら花や
なたまやかあさらやわはさたなは やなたきたなよいさは早見たかあやバカにかわ 鼻高なわ谷中あだ名はさな たかなあかさやなやまなたあかさ
なや帆な肉違耶なだや羅やわマヤなた 名棚や探したい以下対する 目指し回友人目指し差が愛する なたさるかなだ羅山な滝さやかあ
なやマヌらは坂花やまあ傘話間に 魚玉らはがやわまぁら花や なたまやかあさらやわはさたなは やなたきたなよいさは早見たかあやバカにかわ
鼻高なわ谷中あだ名はさな たかなあかさやなやまなたあかさ なや帆な肉違耶なだや羅やわマヤなた 名棚や探したい以下対する
目指し回友人目指し差が愛する なたさるかなだ羅山な滝さやかあ なやマヌらは坂花やまあ傘話間に 魚玉らはがやわまぁら花や
なたまやかあさらやわはさたなは やなたきたなよいさは早見たかあやバカにかわ 鼻高なわ谷中あだ名はさな たかなあかさやなやまなたあかさ
なや帆な肉違耶



واقعا ناراحت کننده بود!!! من که اعصابم به هم ریخت !!!!!

به خصوص اونجاش که میگه



まなたあかさ なや帆な肉違耶なだや羅やわマヤなた 名棚や探したい以下対する 目指し回友人目指し差が愛する なたさるかなだ羅山な滝さやかあ なやマヌらは坂花やまあ傘話間に 魚玉


امضا mark
    


پاسخ
#5
Laugh300
google translate

آبشار رزن سایاکا یا ولی دوستانتون عشق چنین و به همراه تفاضل گل در برابر هدف زیر را به نگاه در اطراف قفسه و نام نام مایا بود و من و از

مانو و همکاران. توپ و از ماهی هایی است یا احمق I あや た か Hayami تفاوت قابل توجهی من بود تاکی قفسه kiddle بله Hasa من Asara یا توپ و گل ها و بحث چنین از まぁ Yawa بین گل و چتر شیب آه

نام کاربری Yanaka طناب در برابر خودپسندی است کمتر از شما می خواهید برای پیدا کردن یک قفسه و یا نام مایا و من از گوشت و ندا بادبان 违 耶 شهادت نیست و با Taka بله، مانند قرمز مشکل نمی شد

آه و مانو از چنین さやか رزن آبشارها که چنین تفاوت هدف به علاوه یکی از دو دوست در اطراف هدف از توپ ماهی از گل و چتر داستان خیلی خوب Yawa بین گل و شیب

Hasa قفسه من بله Asara تفاوت از نظر آماری معنیدار بود تاکی نام کاربری kiddle بینی طناب بالا Yanaka قرمز با رنگ قرمز مشکل یا به عنوان جایگزینی برای فریب あや Taka Taka یا توپ سریع و

آبشار رزن سایاکا یا ولی دوستانتون عشق چنین و به همراه تفاضل گل در برابر هدف زیر را به نگاه در اطراف قفسه و نام مایا بود و من بادبان از گوشت و ندا 违 耶 Naya

مانو و همکاران. توپ و از ماهی هایی است یا احمق I あや た か Hayami تفاوت قابل توجهی من بود تاکی قفسه kiddle بله Hasa من Asara یا توپ و گل ها و بحث چنین از まぁ Yawa بین گل و چتر شیب آه

نام کاربری Yanaka طناب در برابر خودپسندی است کمتر از شما می خواهید برای پیدا کردن یک قفسه و یا نام مایا و من از گوشت و ندا بادبان 违 耶 شهادت نیست و با Taka بله، مانند قرمز مشکل نمی شد

آه و مانو از چنین さやか رزن آبشارها که چنین تفاوت هدف به علاوه یکی از دو دوست در اطراف هدف از توپ ماهی از گل و چتر داستان خیلی خوب Yawa بین گل و شیب

Hasa قفسه من بله Asara تفاوت از نظر آماری معنیدار بود تاکی نام کاربری kiddle بینی طناب بالا Yanaka قرمز با رنگ قرمز مشکل یا به عنوان جایگزینی برای فریب あや Taka Taka یا توپ سریع و

آبشار رزن سایاکا یا ولی دوستانتون عشق چنین و به همراه تفاضل گل در برابر هدف زیر را به نگاه در اطراف قفسه و نام مایا بود و من بادبان از گوشت و ندا 违 耶 Naya

مانو و همکاران. توپ و از ماهی هایی است یا احمق I あや た か Hayami تفاوت قابل توجهی من بود تاکی قفسه kiddle بله Hasa من Asara یا توپ و گل ها و بحث چنین از まぁ Yawa بین گل و چتر شیب آه

نام کاربری Yanaka طناب در برابر خودپسندی است کمتر از شما می خواهید برای پیدا کردن یک قفسه و یا نام مایا و من از گوشت و ندا بادبان 违 耶 شهادت نیست و با Taka بله، مانند قرمز مشکل نمی شد

آه و مانو از چنین さやか رزن آبشارها که چنین تفاوت هدف به علاوه یکی از دو دوست در اطراف هدف از توپ ماهی از گل و چتر داستان خیلی خوب Yawa بین گل و شیب

Hasa قفسه من بله Asara تفاوت از نظر آماری معنیدار بود تاکی نام کاربری kiddle بینی طناب بالا Yanaka قرمز با رنگ قرمز مشکل یا به عنوان جایگزینی برای فریب あや Taka Taka یا توپ سریع و

آبشار رزن سایاکا یا ولی دوستانتون عشق چنین و به همراه تفاضل گل در برابر هدف زیر را به نگاه در اطراف قفسه و نام مایا بود و من بادبان از گوشت و ندا 违 耶 Naya

مانو و همکاران. توپ و از ماهی هایی است یا احمق I あや た か Hayami تفاوت قابل توجهی من بود تاکی قفسه kiddle بله Hasa من Asara یا توپ و گل ها و بحث چنین از まぁ Yawa بین گل و چتر شیب آه

نام کاربری Yanaka طناب در برابر خودپسندی است کمتر از شما می خواهید برای پیدا کردن یک قفسه و یا نام مایا و من از گوشت و ندا بادبان 违 耶 شهادت نیست و با Taka بله، مانند قرمز مشکل نمی شد

آه و مانو از چنین さやか رزن آبشارها که چنین تفاوت هدف به علاوه یکی از دو دوست در اطراف هدف از توپ ماهی از گل و چتر داستان خیلی خوب Yawa بین گل و شیب

Hasa قفسه من بله Asara تفاوت از نظر آماری معنیدار بود تاکی نام کاربری kiddle بینی طناب بالا Yanaka قرمز با رنگ قرمز مشکل یا به عنوان جایگزینی برای فریب あや Taka Taka یا توپ سریع و

Naya بادبان 违 耶 گوشت
امضا mark
    


پاسخ
#6
اینم از داستان من برای شما واقعا قشنگه حتما بخونین:



老人与25岁的儿子,在他的火车坐。虽然坐在自己的座位上的乘客,列车开始移动。尽快火车25岁的男孩在窗口中可以​​坐在充满了兴奋。按住
窗外,空气移动的感动与喜悦,喊爸爸看到树木的举动。
老人的微笑和赞赏的儿子说。
年轻夫妇坐在旁边的年轻男子的父亲和儿子听到年轻的人,作为一个孩子5年担任惊讶。突然又年轻了,兴奋地尖叫着爸爸的样子,河流,动物和云
列车运行。
夫妇是令人尴尬的看着眼前的年轻人在雨季开始。
几个雨滴碰到小男孩的手,感动与喜悦,又大叫:爸爸看。下雨。汁对我用手触球。
情侣已经忘记了老人问:你为什么就不能对待你的儿子去看医生吗?

更老的人说:“我们从医院刚回来。”儿子第一次可以看到...

ترجمه:

ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻨﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭘﺴﺮ25ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺵ ﺩﺭ ﻗﻄﺎﺭ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ.ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ،ﻗﻄﺎﺭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩ.ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺷﺮﻭﻉ ﺣﺮﮐﺖ ﻗﻄﺎﺭ ﭘﺴﺮ25ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺷﻮﺭ ﻭ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺷﺪ.ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺮﮐﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻟﺬﺕ ﻟﻤﺲ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ،ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ:ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ ﺩﺭﺧﺖ ﻫﺎ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻦ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﭘﺴﺮﺵ ﺭﺍ ﺗﺤﺴﯿﻦ ﮐﺮﺩ. ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯼ ﭘﺪﺭ ﻭ ﭘﺴﺮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻨﯿﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺴﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﮏ ﮐﻮﺩﮎ5ﺳﺎﻟﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ،ﻣﺘﻌﺠﺐ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ.ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺎ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ: ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ،ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ،ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻭ ﺍﺑﺮﻫﺎ ﺑﺎ ﻗﻄﺎﺭ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻥ ﭘﺴﺮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻟﺴﻮﺯﯼ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ.ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ. ﭼﻨﺪ ﻗﻄﺮﻩ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺖ ﭘﺴﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﭼﮑﯿﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻟﺬﺕ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ:ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ.ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﺩ.ﺁﺏ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﭼﮑﯿﺪ. ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﻃﺎﻗﺖ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻦ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:ﭼﺮﺍ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺍﻭﺍﯼ ﭘﺴﺮﺗﺎﻥ ﺑﻪ ﭘﺰﺷﮏ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟ ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻦ ﮔﻔﺖ:ﻣﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻﻥ ﺍﺯ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﺮ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﯾﻢ.ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺴﺮﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺒﯿﻨﺪ...
امضا mark
    


پاسخ
#7
5_572_ 5_572_ 5_572_ 5_572_ 5_572_
پاسخ


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  فقط محض خنده 3 " hanaa " 4 937 29-04-2014، 11:53 AM
آخرین ارسال: " hanaa "
  جوک و لطیفه خنده دار خانم ها(جوک ضد دختر) " hanaa " 2 924 29-04-2014، 11:18 AM
آخرین ارسال: " hanaa "
  فقط محض خنده " hanaa " 0 462 29-04-2014، 11:06 AM
آخرین ارسال: " hanaa "

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان